عطا ملك جوينى

764

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )

ستّمائة « 1 » ناصر الدّين منكلى را بشكستند چنانك ذكر آن مشهورست و ايراد شرح آن مناسب سياقت اين تاريخ نه . و سيف الدّين ايغلمش 73 - « 2 » را به‌جاى منكلى در عراق متمكّن كردند و ابهر و زنجان به جلال الدّين دادند حقّ سعى او را « 3 » . و چند سال اين دو شهر و نواحى در تصرّف گماشتگان او بود . و جلال الدّين بعد از يك سال و نيم از مقام عراق و ارّان و آذربايجان به الموت آمد . و درين سفر و در مدّت مقام آن بلاد دعوى اسلام او مؤكّدتر و مصدّق‌تر شد و مسلمانان با او مخالطت بيش كردند . و جلال الدّين از امراى گيلان التماس خطبهء « 4 » زنان كرد . ايشان تقاعد نمودند و بىاذن دار الخلافه رضا ندادند . جلال الدّين رسول به بغداد فرستاد . امير المؤمنين النّاصر لدين اللّه التماس او مبذول داشت و اجازت فرمود كه امراى گيلان به حكم اسلام با او مواصلت سازند . بدين قضيّت جلال الدّين از دختران امراى ايشان چهار زن در نكاح آورد كه اوّل ايشان همشيرهء كيكاوس بود كه در حيوة است و متملّك ولايت كوتم 74 - . پسر جلال الدّين علاء الدّين محمّد ازين زن زاد . ايشان چنين گفتند كه چون پادشاه جهان چنگز خان از تركستان در حركت آمد پيش از آنك به بلاد اسلام رسيد جلال الدّين به خدمت او در نهان پيكان فرستاد و نامه‌ها نوشت و خود را به ايلى و مطاوعت عرضه داشت . اين معنى به زعم ملحدان بودى ؛ حقيقت ظاهر نيست امّا اين يك واضح بود كه چون لشكرهاى پادشاه جهانگشاى چنگز خان در بلاد اسلام آمدند ازين طرف آب جيحون اوّل كس از ملوك كه رسول فرستاد و بندگى نمود و قبول ايلى كرد جلال الدّين بود . قاعدهء به صواب پيش گرفت و بنيادى به صلاح نهاد امّا بعد ازو پسر نادان و اتباع سرگردان او از شقاوت و جهالت بر

--> ( 1 ) - سال 611 . ( 2 ) - ايغلمش : اين كلمه در جميع نسخ جهانگشا كمابيش محرّف و فاسد است ؛ زيرا نام آن‌كس كه پس از شكست منكلى ( رجوع كنيد به حواشى آخر كتاب ) در سال 611 ( يا 612 ) از جانب متّحدين به حكومت عراق منصوب گرديد و پس از چهار سال حكومت در اوايل سال 614 به دست باطنيان كشته شد در عموم كتب مورّخين معاصر يا قريب العصر با اين واقعه مانند ابن الاثير 12 / 141 ، 145 ، 146 و نسوى 13 و ابو الفدا 3 / 116 و در خود همين جهانگشا ج 2 / ص 466 همه جا اغلمش مسطور است و در جامع التواريخ چنان كه گذشت ايغلمش . چون مأخذ رشيد الدّين در اين فصول راجع به اواخر اسماعيليّه منحصرا جهانگشاى جوينى است و اغلب عبارات جوينى را حرفا به حرف نقل كرده است ، شكّى تقريبا نمىماند كه در نسخهء جهانگشا كه او به دست داشته در مورد ما نحن فيه « ايغلمش » مسطور بوده كه او نيز همان املا را محفوظ داشته . لذا ما « ايغلمش » جامع التّواريخ را كه اقرب صور است به اغلمش عموم مورّخين مناط صحّت قرار داديم . ( مص ) ( 3 ) - يعنى به‌عنوان حقّ الزحمه او . ( 4 ) - خطبه : خواستگارى .